New Page 1
فانوس:::سرود يگانگي
 صفحه اصلي ا در باره فانوس ا تماس با ما ا ثبت نام ا دعوت نامه ا سرمقاله  
 

آرشيوسرمقالات
1 تیر 1387 - شماره 4
1 فروردین 1387 - شماره 3
1 دی 1386 - شماره 2
2 مهر 1386 - شماره 1
 

به نام خالق زيبايي ها

 

و درابتدا تنها خداوند بود که در شکوه مطلق مي زيست، پس اراده او بر آن تعلق گرفت تا خويشتن را تجربه نمايد، حيطه مطلق قادر به پاسخگويي نبود، پس ذات ازلي قدم بر محدوده نسبيت نهاد و اينچنين بود که صفحه اي جديد گشوده شد و آن آغاز عصر اول بود، عصر پيدايش.

آنگاه خداوند زمين و آسمانها را شکل داده، نظم و ترتيب بخشيد و سپس نور را به وجود آورد تا به شاهکار خويش روشنايي ، آب را تا به آن زندگاني، خاک را تا به آن صلابت، باد را تا به آن حرکت، آتش را تا به آن حرارت و سرانجام عشق را تا به تمامي آنها يگانگي بخشد.

 

در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد          عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد

 

روزگار بسياري سپري شد تا زمين آمادگي ميزباني جانشين خداوند را پيدا کند، تغييراتي ژرف به وقوع پيوست، موجودات بسياري بر اين عرصه گام نهاده، تکثير پيدا کردند و پس از اندک زماني محو شدند و آنگاه خداوند از خاک زمين، آدم را سرشت و در بيني او روح حيات دميده، به او جان بخشيد، انسان برخاست و سرانجام کره خاکي  به قدمهاي او مزين شد و آن آغاز عصر دوم بود، عصر شناخت.

در ابتدا همچون کودکان به شناخت محيط به کمک حواس پنجگانه خود مي پرداخت و به همان اندازه که کنجکاو بود نيازمند توجه و مراقبت، اين کودک گاه سر به هوا هر از گاهي نيازمند راهنمايي مي شد اما تنها اشارتي کافي بود تا او را جذب نموده و به دنبال خود بکشاند.

او روز به روز بزرگتر مي شد و به تدريج کنجکاوي او فزوني مي يافت، حال ديگر به يافته هاي جديد حواس خود کمتر توجه مي نمود، تمامي انرژي او بر يافتن پاسخ براي پرسشهاي بي پايانش متمرکز شده بود، او مي خواست بداند که چرا،

 

ز کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود          به کجا مي روم آخر، ننمايي وطنم

 

و اين سر آغاز عصر سوم بود، عصر آموزش.

کودک خرد سال بشريت اکنون نيازمند معلماني بود تا گام به گام او را پرورش دهند، ضرورت داشت تا  مربيان از جنس مردمان باشند تا تعاليم بصورت عملي آن صورت گرفته، انحرافي رخ ندهد.

با گذشت زمان، بشر تکامل بيشتري يافته، سوالاتش عميقتر و نياز او به آگاهي بيشتر مي شد، پس به همان نسبت مربياني متفاوت برگزيده شدند تا بر غناي تعليمات افزوده شده، نوجوان تشنه بشريت را سيراب حقايق گردانند.

اين فرايند همچنان ادامه داشت تا سر انجام جواني که اکنون آگاهي هاي بسياري را دريافت نموده بود، به بلوغ عقلي رسيد، معلمان به حد کفايت آمده و روشها آموخته شده بودند، از اين پس اگر سوالي وجود داشت او مي بايست خود به دنبال پاسخ رفته، آن را بيابد، حال خداوند مي توانست لحظه اي بياسايد و صعود جوان خود را به نظاره بنشيند و اين چنين بود که عصر چهارم آغاز شد، عصر خلافيت.

در طول ساليان پس از آن، انسان برداشت خود را از آموزه هاي کسب شده پياده نموده و تفکرات خود را توسعه داد، فرهنگها پايه ريزي شده، تمدنها شکل گرفتند، علوم مختلف بوجود آمده، صنايع گوناگون ابداع شدند، حال ديگر گهواره زمين کوچک و تنگ مي نمود، کنجکاوي اين جوان و تمايل او به افزايش سطح شناختش از جاذبه هاي شگفت انگيز مادر طبيعت او را به فراسوي مرزهاي تعريف شده و در نهايت به دل کهکشانها کشانيد.

يافته هاي جديد بشر به کمک او آمدند تا پاسخ برخي از پرسشهاي خود را بيابد، بعضي ديگر همچنان به صورت معما باقي مانده اند، ولي تلاش او براي پيشرفت به هريک از روشهاي ممکن هيچگاه متوقف نشده است، هرچند عصر معلمان آسماني پايان پذيرفته اما هدايتي از جنس ديگر همچنان ادامه دارد، چيزي که مي توان از آنها به کرشمه هاي الهي تعبير نمود.

عصر دانشجويي نوع بشر در جريان است ولي ديري نخواهد پاييد که معماها حل شده، راهها گشوده خواهند شد و آن آغاز دوران طلايي عصر پنجم خواهد بود، عصر کمال.

روزگاري که در آن بشريت در کمال خود زيسته و به انجام طرح الهي خلقت همت خواهد گماشت، هرچند کسي نمي داند که خداوند چه طرحي براي آينده بشريت در نظر دارد، اما آن هر چه باشد تاريخ ثابت نموده که به صلاح انسان خواهد بود.

به هر حال اگر انسان ميراست روزي بشريت نيز خواهد مرد، حقيقتي که تمامي انبياي الهي بر آن صحه گذاشته اند، اما باور دارم که آن نيز آخر کار نخواهد بود بلکه تنها سر آغازي است بر صفحه اي ديگر از  دفتر پر شکوه خلقت.

 

ياهينا           

سردبير سايت فانوس   

iahina@Funous.com

 

New Page 2
حریم شخصی ا صندوق پستي ا نقشه سایت

Copy Right © 2007   SMPEC ; All rights  Reserved ; Powerd  By  Funous